راي اعتمادپارلمان به دولت هند :مان موهان سينگ ماندگار شددولت هندوستان پس از گرفتن راي اعتماد از پارلمان به دنبال مدتها جنجال سياسي در اين كشور پيروزياش را جشن گرفت. دولت معتقد است اين امر به بيرون آوردن ميليونها هندي از فقر كمك ميكند.
به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، دولت ائتلافي هندوستان به رهبري حزب حاكم كنگره پس از دو روز مناظره بحراني بر سر توافق هستهاي با آمريكا،با 275 راي در مقابل 256 راي كه به طور عمده متعلق به جناح اصلي چپ و اپوزيسيون هندو بود، توانست راي اعتماد بگيرد.
مانموهان سينگ، نخستوزير هندوستان فقط به يك اكثريت ساده نياز داشت تا روياي مدرنيزه كردن هندوستان را نگه دارد و سال آخر حكومتش را نيز پشت سر گذاردولي اگر شكست ميخورد، بزرگترين دموكراسي جهان وارد انتخابات زودهنگام ميشد و مخالفان نيز جديتر ميشدند.
سينگ پس از راي اعتماد پارلمان گفت: اين يك پيام مهم به جهان است مبني بر اينكه...
صفحه 4 را بخوانيد
جامعه باز و اخلاقانديشههاي آلترناتيو ليبراليسم معتقدند كه اخلاق در جامعه باز پاشنه آشيل اين مكتب است و در دراز مدت منجر به انحطاط جامعه باز ميشود. اينكه فرد در حيطه خصوصي رها شود، بايد و نبايدي برايش تعريف نشود، هدف و راهنمايي برايش معين نشود، همگي از منظر جبهه مقابل، ضعفهايي است كه جامعه باز را به واژگوني وادارد. واژگوني كه از سقوط اخلاقي فرد شروع و به جامعه ختم ميشود.
اگر بخواهيم اين ادعا را تحليل كنيم بيترديدبايد به سراغ تعريف اخلاق رويم و در آن حيطه، فصل مشتركي را كه مورد پذيرش دو طرف منازعه است، تعيين و بعد بررسي كنيم كه اين گزاره تا چه حد ميتواند صحيح باشد. اما اشكال اين روش تحليلي آن است كه فصل مشترك تعريفي براي اخلاق به سختي به دست ميآيد و تضاد در تعريف اخلاق در بين مكاتب تا بدان حد ميرسد كه عملا نميتوان در مورد اين گزاره قضاوت كرد. به عبارت بهتر تمايز پارادايمها اجازه تحليل اين گزاره را از راه تعريف اخلاق نميدهد اما اين به اين معنا نيست كه نتوان در مورد اين ادعا به بحث نشست. آنچه در اين مجال بدان خواهيم پرداخت بررسي اين ادعا با دست يازيدن به حيطههاي اخلاقي است.
اما اين گزاره به چه معناست؟
اخلاق در چه حوزهاي تعريف ميشود؟ در حوزه فردي يا در ارتباط ميان فرد با جامعه؟ وقتي ميگوييم كسي با اخلاق است، منظورمان آن است كه رفتار فرد با اطرافيانش قابل ستايش است يا رفتار وي را در حيطه خصوصياش ميپسنديم يا هر دو.
يكي از اختلافات مابين ليبراليسم و مكاتب ديگر همين حيطه تعريفي براي اخلاق است. ليبراليسم اخلاق را بر رفتار فرد با ديگران تعريف ميكند. از اين ديد، فردي با اخلاق است كه رفتارش با ديگران همراه با احترام به آزادي آنان باشد. از اين منظر دروغ گفتن، خلف وعده، دزدي، قتل و ... از آنجا كه حقوق و آزادي ديگران را سلب ميكند، كنشهايي
ضد اخلاقي و مذموم هستند اما در عين حال ليبراليسم معياري براي تشخيص امور اخلاقي از ضد آن در حيطه خصوصي ندارد و حتي معتقد است كه نه حق دارد و نه بايد براي حيطه فردي ارزشگذاري كند.
در مقابل انديشههاي رقيب بجز اخلاق اجتماعي در حيطه خصوصي نيز معيارهاي اخلاقي را نيز تعريف ميكنند. در اينجا راقم به دنبال آن نيست تا از اين دو نگاه متفاوت يكي را بر ديگري ترجيح دهد بلكه تنها هدف آن است كه تمايز حيطههاي اخلاقي از نگاه ليبراليسم و ديگر مكاتب
مشخص شود.
از منظر ليبراليسم هيچ كنشي در حوزه فردي قابل ارزشگذاري اخلاقي نيست مگر آنكه كنش از حيطه فردي برون آمده و بر ارتباط ميان فرد و ديگران تاثير بگذارد. از اين امور ميتوان به سيگار كشيدن و استعمال الكل اشاره كرد. فرد در حوزه خصوصياش بهواسطه ارتكاب اين اعمال، فردي بياخلاق به حساب نميآيد اما اگر در محيطي عمومي با سيگار كشيدن خود موجبات مزاحمت ديگران را ايجاد كند يا همين عمل را بهواسطه مستي انجام دهد مرتكب عملي ضداخلاق شده است. به همين دليل است كه قوانين در جوامع باز سيگار كشيدن در محلهاي عمومي و مست بودن در معابر را ممنوع و مستوجب مجازات ميداند بنابراين اعمالي كه شايد از ديد مكاتب اخلاقي ديگر در حيطه فردي مذموم باشد در ليبراليسم وقتي بار ارزشي منفي ميگيرد كه به گونهاي خود را در رابطه ميان فرد و جامعه نشان دهد. از سوي ديگر اعمال اخلاقي نيز اينگونه ارزشگذاري ميشوند. ايثار، فداكاري، از جان گذشتگي و... چون ديگر مكاتب از منظر ليبراليسم ممدوح است زيرا در جهت حفظ حقوق و آزادي ديگران انجام ميشود اما باز اعمالي كه محدود به حيطه خصوصي باشند داراي بار ارزشي نخواهند بود.
اگر اين گزاره انديشههاي آلترناتيو را بپذيريم كه رويكرد ضداخلاقي بالاخره موجب واژگوني جامعه باز ميشود در حقيقت بايد بيان كنيم كه در اينجا منظور افعالي است كه ابدا در حيطه اجتماعي نمود نمييابند زيرا اگر نمود يابند از منظر ليبراليسم قابل ارزشگذاري اخلاقي هستند. به عبارت بهتر ادعا اين است كه كنشهايي وجود دارد كه بدون آنكه در روابط ميان فرد و جامعه تاثير بگذارند موجب سقوط فرد ميشود. فرد ميتواند در جامعه فردي بااخلاق به حساب آيد اما اعمال وي در حوزه خصوصياش موجب سقوط اخلاقي او باشد. اين جمله به ميزان قابل توجهي بيمعناست، در واقع ليبرالها ميپرسند مگر ميشود عملي ضداخلاقي در حيطه فردي به حساب آيد اما نمود بيروني و اثري بر رفتار فرد با جامعه نداشته باشد بهگونهاي كه موجب انحطاط جامعه شود؟ مگر ميشود در جامعهاي افراد صادق، قانونمدار و در ارتباط با محيط اطراف بااخلاق باشند اما در عين حال كارهاي خطرناكي در زندگي خصوصيشان انجام بدهند كه ابدا بر رفتار اخلاقي بيروني شان تاثير نداشته باشد و همين اعمال و فراگيريشان در حيطههاي فردي بالاخره موجب سقوط جامعه باز شود؟
در واقع ادعاي مدافعان جامعه باز اين است كه افعالي كه پتانسيل تخريبي بنيانهاي جامعه را داشته باشند، نميتوانند تنها در حيطه خصوصي ظهور كنند و بركنشهاي اجتماعي بي تاثير باشند و وقتي در روابط اجتماعي ظهور كردند به واسطه قانون محدود ميشوند. به اين لحاظ به هيچرو نميتوان نگران كنشهاي خصوصي افراد بود و در حيطه خصوصي آنان مداخله كرد.
به اين لحاظ انديشههاي رقيب بايد مشخص كنند كه چگونه عملي در زندگي خصوصي افراد بدون نمود بيروني و بدون آنكه فرد را در روابط اجتماعي بياخلاق كند، ميتواند جامعه باز را به واژگوني كشاند. مساله آن نيست كه اين گزاره مكاتب رقيب را رد كنيم زيرا اصولا پيشبيني محتوم آينده در وراي يك پروسه علمي است. اما بحث بر سر اين است كه براي توجيه اين گزاره، نظريهپردازان رقيب بايد از مانعي بس مستحكم عبور كنند به اين علت كه جامعه باز در ارزشگذاري اخلاقي به معياري اشاره دارد كه بيشتر مواردي را كه رقيبان اموري ضداخلاقي ميپندارند در حيطه اجتماعي كنترل ميكند.
اما مساله بعدي كه اين ادعا را به چالش ميكشد آنكه، جامعه باز به دليل ماهيت انعطاف پذيرش نسبت به مكاتب ديگر، اجازه رشد و نمو مكاتب اخلاقي را ميدهد. به همين خاطر حتي اگر در مقاطعي گرايش عموم مردم در حوزه فردي به افراط رود وجود اين مكاتب ميتواند گرايشات افراد را تعديل كند. به عنوان مثال اگر در مقطعي ماديات محض گرايشات افراطي عامه را دامن زند، بيترديد تقاضا براي مرامهاي زاهدانه و ماوراء الطبيعه افزايش مييابد. اين برخلاف پروسه جوامع بستهاي است كه با تبليغ يك گرايش، اجازه فعاليت به مكاتب ديگر نداده و عملا انعطافپذيري فكري و اخلاقي را از جامعه سلب ميكنند و هزينه اين عدم تعديل را در بلندمدت ميدهند.
بنابراين دو عامل است كه ادعاي مخالفان جامعه باز را به چالش ميكشد؛ اول آنكه با ارزشگذاري اخلاقي در رابطه فرد با جامعه و رهايي فرد در حيطه خصوصي، طريقه واژگوني اخلاقي از سوي مخالفان نامعلوم است و دوم آنكه جامعه باز پتانسيل رشد نحلههاي مختلف را ميدهد و همين مساله باعث تعديل رفتار آدميان در زندگي فرديشان خواهد بود و به نوعي افراط در اعمالي را كه به نظر مخالفان به سقوط جامعه ميكشاند، كمرنگ ميكند.
با وجود اين، بحث بر سر اين نيست كه آيا اين ادعا رخ خواهد داد يا نه، بحث بر سر آن است كه پذيرش اين مساله با گذار از آن موانع و پاسخي مناسب به آنها ميتواند از حداقل موضع منطقي برخوردار باشد.
منبع: رستاك
برژينسكي و اسكوكرافت:آمريكا از تهديد ايران در صورت شكست مذاكرات دست بردارديك روزنامه آمريكايي در گزارشي به نقل از دو تن از مشاوران امنيت ملي سابق اين كشور نسبت به تهديد ايران در صورت متوقف نكردن برنامه هستهاي اين كشور هشدار داد.
به گزارش فارس، روزنامه واشنگتنپست در شماره ديروز خود به نقل از دو تن از مشاوران سابق امنيت ملي آمريكا نوشت: دولت بوش بايد در صورتي كه مذاكرات به توقف فوري برنامه بازفرآوري اورانيوم ايران منتهي نشود از گزينه نظامي دست بردارد.
برنت اسكوكرافت كه مشاور جرالد فورد و جورج بوش پدر روساي جمهوري اسبق آمريكا بود در نشستي كه در مركز مطالعات راهبردي و بينالمللي درباره مذاكرات ميان آمريكا و ايران برگزار شد، گفت: از اينكه اكنون به آنها [ايران] حمله كنيم يا بعدا صحبت نكنيد.
اسكوكرافت با اشاره به اين تهديد افزود: ما [با اين كار] استفاده از زور را مشروعيت ميبخشيم و ممكن است اسراييليها به انجام چنين اقدامي وسوسه شوند.اين روزنامه آمريكايي در ادامه نوشت: زبيگنيو برژينسكي، مشاور جيمي كارتر، رييسجمهوري اسبق آمريكا نيز سياست دولت جورج بوش را براي حفظ گزينه نظامي غيرسازنده خواند.
وي در ادامه تصريح كرد: تمايلي ندارم افكار عمومي باور كنند كه حمله پيشدستانه توجيه شدني است.برژينسكي با بيان اينكه حمله به ايران يك فاجعه خواهد بود، ادامه داد كه اين اقدام منجر به نبرد آمريكا براي دستكم دو دهه و در چهار جبهه عراق، ايران، افغانستان و پاكستان خواهد شد.اين مشاور سابق آمريكايي افزود كه وي نگران اين است كه در صورت توقف مذاكرات از اكنون تا پايان سالجاري ميلادي، برخي در دولت بوش به اين باور برسند كه اين روند اقدامي را توجيه ميكند.
بشار اسد به تهران ميآيدروزنامه السفير نوشت، رييسجمهوري سوريه پيش از سفر نيكولا ساركوزي، رييسجمهوري فرانسه به اين كشور به ايران سفر خواهد كرد.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه لبناني السفير، اين ديدار براي اطلاع ايران از مذاكرات بشار اسد و ساركوزي در فرانسه براي ميانجيگري سوريه در حل برنامه صلحآميز هستهاي ايران خواهد بود.
پيش از اين نيز وليد معلم، وزير خارجه سوريه اعلام كرده بود براي بررسي برنامه هستهاي ايران به زودي به اين كشور سفر خواهد كرد.
نيكولا ساركوزي، رييسجمهوري فرانسه در ديدار با اسد در پاريس از وي خواسته بود كه از روابط خوب خود با ايران استفاده كند تا بنبست موجود ميان غرب و تهران حل و فصل شود.
سفر چاوز به مسكو و روسيه سفيدرييسجمهوري ونزوئلا بعد از سفر به مسكو و مذاكره با رهبران روسيه راهي مينسك شد تا با رييسجمهوري بلاروس نيز ديدار و گفتوگو كند.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه نيزاويسيمايا گازيهتا،هوگو چاوز، رييسجمهوري ونزوئلا در مسكو مذاكرات مهمي در زمينه همكاريهاي نظامي و انرژي با ديميتري مدودف، رييسجمهوري و ولاديمير پوتين، نخستوزير روسيه داشت.
يكي از مهمترين مسايل مورد مذاكره چاوز و لوكاشنكو همكاريهاي ونزوئلا و بلاروس در عرصه استخراج نفت و ديگري اعطاي اعتبار
500 ميليون دلاري كاراكاس به مينسك است.
برگزاري ميزگرد تخصصي قيمت جهاني نفتميزگرد تخصصي راجع به قيمتهاي جهاني نفت خام و تاثيرات ناشي از آن بر كشورها با حضور كارشناسان در مركز تحقيقات استراتژيك
برگزار شد.
به گزارش جهانصنعت اميرعباس صديقي، عضو مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام بهعنوان اولين سخنران جلسه گفت: با افزايش درآمدهاي نفتي در سالهاي اخير وابستگي به آن را تشديد كرده است.
وي ادامه داد: نفتخام مثل هر كالاي ديگري با افزايش يا كمبود آن و نيز افزايش يا كاهش تقاضا متغير و در حال نوسان است.
وي با اشاره به اينكه عوامل مختلف ديگري ميتوانند در قيمتهاي نفتخام جهاني تاثيرگذار باشند، اظهار داشت: بالاترين قيمت نفت تا سال 2004 به دوران اول كشف نفت در پنسيلوانيا مربوط ميشود كه بيش از 84 دلار براي هر بشكه بوده است.
رنج افزايش قيمت نفت
نوبخت سخنران بعدي جلسه بود. وي گفت: افزايش قيمت نفت اثر مثبتي براي اقتصاد ايران نداشته است.
معاون پژوهشهاي اقتصادي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت گفت: افزايش قيمت نفت تاثيرات دوگانهاي به جا گذاشته است به طوري كه برخي از كشورها از اين موضوع رنج ميبرند.
عوامل موثر بر قيمت
دكتر حسن تاج سخنران ديگر جلسه بود كه به بيان عوامل موثر بر بازار جهاني نفت پرداخت.
وي گفت: عوامل متعددي بر بازار جهاني نفت تاثير ميگذارد از جمله عرضه، تقاضا، سياست، حالتهاي رواني، اوضاع تكنيكي و فني و
پيشرفت علوم.
وي با بيان اينكه عوامل مختلف ديگري ميتوانند بر تقاضاي نفتخام تاثير گذارند، افزود: با نوسانات ارزش دلار در مقابل ساير ارزها موافق نيستم به اين دليل كه وقتي ارزش دلار كم ميشود.